آره میخوام بدونم !
میگی فضولم ؟ آره خب. اصلا فضولم!
میخوام بدونم تویی که خدایی ، با این همه خداییت ، یه دنیا آفریدی ، وسطش یه زمین گذاشتی
، و توی این زمین دونه دونه آدم گذاشتی تا حالا که حالاست شد این همه آدم!
که مثلا به زور بهشت و جهنمت شکرت کنن و نماز بخونن و روزه بگیرن و خب گیریم همه چی
هم درست شد و همشون حرفتو گوش کردن! و دنیات شد بهشت! گیریم همه ی این کارا به نفع
ماست و برا ما لازمه و تو جوش این و میزنی و دلت به حالمون میسوزه!
این وسط چی گیر تو میاد؟!
چیه اون بالا نشستی، نگامون میکنی! دلت به همین خوشه که خدایی؟ قدرت داری ،
قانون گذاشتی، و دم به دیقه بهمون نشون میدی خاریم ، ذلیلیم؟!! آره؟ اینه اون همه خداییت؟
خدایی که خلق کنی ، بندت بشیم ، از رو قدرتت بهمون لطف کنی ، نعمت بدی؛ واسمون
راه بذاری ، پیغمبر بفرستی ، قانون بذاری و حتی اگه نفهمیدیم چرا بازم از ترس جهنم و
عذابت هر چی گفتی بگیم چشم و اون وقت به یه آخری برسیم . خب این همه دفتر
دستک و حساب کتاب و . . . . آخرش چی؟!
"کفر نمیگم ، سوال دارم ! یه تریلی محال دارم! "
کفر نمیگم ولی فضولم! خب بندتم دیگه ، خودت اینجوریم کردی. حالا جوابمو بده!
خدایی و احترامت واجب. ولی جوابمو بده. خودت که منو میشناسی! خیلی سیریشم!